السيد محمد حسين الطهراني
211
الله شناسى (فارسى)
او . و جميع كائنات بدون استثناء منسوبند به او با اضافهء اشراقيّه نه اضافهء مَقوليّه . اضافهء اشراقيّه داراى دو جانب و دو طرف مىباشد نه سه جانب و سه طرف . و چه آنكه بگوئيم : اين برهان برهانى است سخت همچون سنگ محكم و صمّاء ، و كسى را ياراى ابطال آن نمىباشد ، و ناخنهاى خدشه را قدرت مسِّ آن نيست ؛ يا آنكه بگوئيم : براى مناقشه در آن مجالى وجود دارد ؛ على كلِّ تقدير و بر هر فرض و پندار ، اين برهان ، برهانى است منطقى بر اصول حكمت و منطق . تازه اين برهان و دليل غير از شهود و مكاشفه و عيانى است كه عرفاء بالله در اين مقام ادّعا مىكنند . آرى ! آن عيان و شهود از دليل و برهان برتر و عالىرتبهتر است ، چون معتقدند كه دليل ، عصاى مرد نابيناست : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود زهى احمق كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان در آنجائىكه نور حقّ دليل است * چه جاى گفتگوى جبرئيل است * * * سُبْحانَكَ أ يَكونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ ؟ ! مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتاجَ إلَى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ ؟ ! وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَحْتاجَ إلَى ما يوصِلُنا إلَيْكَ ؟ ! عَميَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ وَ لا تَزالُ عَلَيْها رَقيباً ! « 1 »
--> ( 1 ) معلِّق محترم دانشمند معظّم در اينجا فرمودهاند :